• صفحه اصلی
  • آرشيو مطالب
  • عناوین مطالب
  • ابر برچسب ها
  • تماس با ما
  • پروفايل
  • RSS
بهانه
خرید بک لینک

درباره سایت

بهانه

آخرین مطالب

  • عکس روز
  • مزار کوروش بزرگ در ساعات برفی
  • یلدا در فقر
  • معرفی معمار #معاصر #زاها_حدید 
  • زخم های بی التیام
  • خوب باش
  • عباس معروفی، نویسنده سمفونی مردگان درگذشت
  • ما همه با هم هستیم (به یاد دختر آبی، سحر خدایاری)
  • دیر بود ولی دیروز خیلی چسبید

امکانات وب

عکس روز

عکس روز ‏کاشی ۸۰۰ ساله، ایرانموزه متروپلیتن نیویورک‏ایستگاه دوگلبنده پیر خراباتم که لطفش دائم است …‏نرکوه جوزم، شهربابک، کرمانهنگام سپیده‌دم خروس سحریدانی که چرا همی کند نوحه‌گری؟یعنی که نمودند در آیینهٔ صبحکز عمر، شبی گذشت و تو بی‌خبرینطنز + نوشته شده در ساعت توسط قمارباز  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد عباسی تاريخ: شنبه 29 آذر 1404 ساعت: 23:41

مزار کوروش بزرگ در ساعات برفی

مزار کوروش بزرگ در ساعات برفی  

+ نوشته شده در ساعت توسط قمارباز  | 

برچسب: نویسنده: محمد عباسی تاريخ: شنبه 29 آذر 1404 ساعت: 23:41

یلدا در فقر

یلدا در فقر شب یلدا و حقوق بازنشستگان و کارمندان پرداخت نشده همون کسانی که بیشترین بار مملکت بر دوششون با کمترین حقوق و بیشترین ظلم در حقوقشون روا میشه این جماعت به اصطلاح مسول بی لیاقت و بی کفایت آیا خودشون حقوق های میلیاردی نمیگیرند آیا هنوز حقوق یلدانه شون پرداخت نشده آیا آجیل شب یلدا و گوشت و مرغ تنقلات و میوه گرمسیری و فصلشون سفارشی از روزها قبل در خونشون برده نشده بنظرتون این آشغالهای نون تو خون مردم زدنها، از صدقه سر این مردم به اینجا نرسیدن ، همین زالوهای خونخوار و وطن فروش خدایا بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد عباسی تاريخ: شنبه 29 آذر 1404 ساعت: 23:41

معرفی معمار #معاصر #زاها_حدید

# هنر و معماری ✒️موضوع: #Zaha_Hadidزاها #حدید در سال ۱۹۵۰ در بغداد در خانواده ای روشنفکر و مسلمان متولد شد. او تحصیلات دوران ابتدایی را در یکی از دیرهای کاتولیک فرانسو ی زبان بغداد سپری کرد. پس از آن، به سبب جو فرهنگی خانواده، با حمایت والدینش و روابط گسترده شان به آرزوی ایام کودکی اش تحقق بخشید و بعد از گذراندن دورة ریاضیات در دانشگاه امریکایی بیروت ) ۱۹۶۸ ۱۹۷۱ ( به مدرسة معماری AA لندن رفت ) ۱۹۷2 ( و بدین ترتیب وارد دنیای مردانه معماری شد. او در #سوئیس، #انگلستان، #لبنان تحصیل کرده است.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد عباسی تاريخ: سه شنبه 4 آذر 1404 ساعت: 22:34

زخم های بی التیام

یعد از این همه سال خسته نشدی از این همه بد خلقی و بد دهنیآخه چرا، مگه چی کم داریحالا که پنجاه سال از این زندگی میگذره و هفتادو و اندی از عمرتحالا که روزای سخت گذشت، و الان با دستای لرزان و کمری خمیده و چشمی که نیمه باز هست، باز داری بد اخلاقی میکنی، که چی بشه ، که بگی هستیمنکه میدونم هستی، تا من هستم وتو، تو گره خورده ی به این عمر بی حاصل و غمزده ام ، و از سرم وا نمیشیمنکه میدونم ادامه دادن با تو یه اشتباه بد بود، ولی توان تغییرشو نداشتم و باز بخاطر خیلی چیزا مجبور شدم ادامه بدم، و تو اونو بحساب بی کسی یا هرچی که خودت فکر میکنی گذاشتیلعنتی. دیگه کوتاه بیا از این هر روز و هر لحظه مردن و زنده شدن، از این آشوب بی پایان از رنجی که سالهاست در تو هست و در من زنده نگه میداریخسته نشدی از این درد بی درمان ، از این حسادت های بی انتها ، از لج کردن با خودت و خودممگر چند سال از این عمر بی حاصل برات مونده، از این حصار بی روزن بکش بیرون، بیا با خودت فکر کن حاصل یک عمر زندگی بی ارزش چی تو دستت گذاشتمگه کوری که نمیبینی هم ت و هم من سال هاست که غرق این درد ورنج بی امانیم و بی پایانیمتا کی سکوت و درد از من، عذاب و زشتی از تو مگر نمیبینی این موی سپید و این خون دل و آتش نفرت در وجودم برای ساقط کردن تو، برای هر لحظه بریدن نفست تمام پنجاه و اندی سال دلیل دارم، هزاران بار و هزاران سال اگه برگردی به روزهای رفته ، اگر تمام عمرت در پی جبران باشی، اینو بدون که هرگز نمی بخشم یک ثانیه از آن رنج ها که بردم از وجود بی ارزش تو .. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد عباسی تاريخ: چهارشنبه 26 بهمن 1401 ساعت: 14:44

خوب باش

خدا به آدمها عشق داده تا ازش بدرستی استفاده کنند، اگه ازش بدرستی استفاده نکنیم،درست مثل یه آدم بیهوده و اضافی هستیم که فقط جای آدم خوب ها رو تنگ کردیم.زیادی خوبی کردن باعث کوچیک شدن نیست ولی خوب بدون با خودش بزرگی میاره، واسه بزرگ بودن باید زیادی خوب بود .آدما همه برای یه چیزی آفریده شدن، منتها یک عده خودخواه، غرورشون اجازه نمیده اون ذات خوبشون بروز کنه و همیشه تو سایه می مونه، و باعث تاریکی دنیا میشن، بیاید از سایه بیرون بیام و به روشنایی بوسه بزنیم.زندگی برای یه ادم معمولی همیشه یه ارزش داره و اون اینه که اگه فرداها بیاد مگه قراره چی بشه، ولی برای کسی که هدف داره و میتونه کاری بکنه که حتی یک نفر ازش نفع ببره، واقعا ارزشمند هستبیایید بهم آسیب نزنیم، لایق هم باشیم از هم جدا نباشیم بیایید عشق بورزیم و برای در کنار هم بودن تلاش کنیمآدما این روزها به اندازه کافی درد میکشند، بیاید نمک روی زخم هم نپاشیمما همه یه جور تو زندگی گرفتار شدیم، بیایم دیگه تو زندگی علت گرفتاری هم نباشیم دنیا اگه دستش برسه، به همه یه اندازه عشق میورزد، این ما آدما هستیم که عشقو از هم دریغ میکنیم، پس بیاید همه بهم عشق بورزیم، تا دنیا عاشقانه های خودشو برامون بفرسته رو زمیندوست داشتن بزرگترین برکت هست بیاییم این برکت رو، ارزانی این روزهای پر از ناامیدی کنیمبرای بودن در کنار هم، برای فردا شاید همین الان هم دیر باشه، بیایید از همین لحظه، لحظه ها رو در کنار هم به فرداها بسپاریم. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد عباسی تاريخ: سه شنبه 11 بهمن 1401 ساعت: 0:12

درگیر آدما شدن اون آدمای این زمونه .... خدا بدادمون برسه

برچسب: نویسنده: محمد عباسی تاريخ: سه شنبه 11 بهمن 1401 ساعت: 0:12

عباس معروفی، نویسنده سمفونی مردگان درگذشت

در سمفونی مردگان، شاعرانگی انسان ایرانی به سودجویی و رانتخواری و طمع او میبازد. این اثر از این نظر بیانگر سوداگری در سالهای بعد از انقلاب و مهمترین اثر یکی از شناخته شدهترین نویسندگان تبعیدی ایران است.عباس معروفی، نویسنده تبعیدی ایرانی که آثاری مانند سمفونی مردگان و پیکر فرهاد از او به جای مانده، در پی ابتلا به بیماری سرطان، دور از وطن، در برلین درگذشت. او سالیانی هم با رادیو زمانه همکاری میکرد. جایزه قلم زرین زمانه و همچنین مجموعهای آوایی از داستانخوانیهایی در آرشیو زمانه حاصل تلاش اوست.معروفی در سال ۱۳۳۶ در تهران متولد شد. او در رشته نمایشنامهنویسی از دانشگاه تهران لیسانس گرفت، پس از آن به مشاغل گوناگون روی آورد، از کارگری گرفته تا روزنامهنگاری و معلمی.معروفی مدتی با مجله �اتحاد جوان� همکاری داشت و چند شماره از فصلنامه �آهنگ� به همت او درآمد. اما دیرپاترین کار مطبوعاتیاش انتشار ماهنامه ادبی �گردون� بود که در ۱۳۶۹ آغاز شد و تا ۱۳۷۴ ادامه یافت و سپس چند شمارهای هم در تبعیدگاه او در سالهای اقامتش در شهر کلن منتشر شد.نخستین مجموعه داستان معروفی با نام �پیش روی آفتاب� (۱۳۵۹) منتشر شد. چند نمایشنامه نوشت که اغلب آنها روی صحنه رفت: �آن شصت نفر، آن شصت هزار� (۱۳۶۲)، �تا کجا با منی؟ و رگ� (۱۳۶۶)، �دلی بای و آهو� (۱۳۶۷).آنگاه در داستانهای کوتاه �مجموعه آخرین نسل برتر� (۱۳۶۵) با گوشه چشمی به طنز، مضمونهای اجتماعی و مویه بر خاطرات و عزیزان از دست رفته را دستمایه آفرینش هنری قرار داد. مجموعه �عطر یاس� را در سال ۱۳۷۰ در آمریکا منتشر کرد. �دریاروندگان جزیره آبیتر� (۱۳۸۲) گزینهای از مجموعه داستانهای اوست.در سال ۱۳۶۸ رمان �سمفونی مردگان� را درباره روشنفکر رمانتیکی نوشت ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد عباسی تاريخ: جمعه 11 شهريور 1401 ساعت: 14:54

ما همه با هم هستیم (به یاد دختر آبی، سحر خدایاری)

یک ورزشگاه رفتن زنان در ایران دیگر چی بود که اینگونه تبدیلش کردید به آرزویِ محال برایِ زنان و دخترانِ این سرزمین!با تمام سختی ها آخر به زانو در آمدید اجنبی ها...ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد عباسی تاريخ: يکشنبه 6 شهريور 1401 ساعت: 18:48

دیر بود ولی دیروز خیلی چسبید

یه وقتایی که همه تلاشتو میکنی تا به خواسته ات برسی ولی هر کاری میکنی دست نیافتنی تر میشه، سالها تلاش و سخت کوشی برای خواسته های معقول زندگی به امید اینکه آینده نامعلوم بسازی، و جبران همه روزای گذشته باشه، ولی اینقد دیر بهش میرسی که وقتی بدستت میاد خیلی برات لذت بخش نیست، حداقلش برا من اینجوری بود، و البته یک نوع تراژدی غم انگیز تو اون لحظه که چقدر از سالهای عمرت تلف شد و وقتی که بهش نیاز داشتی بدستش نیاوردی، و درست وقتی که هم ناامیدی مکرر هم بی خیالی درد آور هم مهم نبودن ساختگی ذهنی از شکست های پی در پی باعث بی حس بودن به موفقیت میشه.اینو خواستم بگم بر خلاف تمام دوران درس خواندنم که هیچگاه درسی را چند بار امتحان نمیدادم چون همیشه بار اول و خیلی کم بار دوم با نمره بالایی قبول میشدم و بعد که دوران دانشگاه بود و تا مقطع ارشد با همان اولین آزمون پشت سر گذاشتم این شائبه برام پیش اومد که میتونم آزمون های نظام با همون بار اول آزمون دادن قبول بشم، ولی زهی خیال باطل بود ، برخلاف تصورم از سال ۹۱ تا ۱۴۰۰ با سالی دوبار شرکت در آزمون و هر سری در  ۲ ازمون اجرا و نظارت و گاهی طراحی با حساب کتاب کمی بالا و پایین تقریبا نزدیک ۳۰ بار آزمون دادن تازه وقتی سال گذشته در دو آزمون نظارت و اجرا قبول شدم ، شاید باور نکردنی باشه هیچ حسی به این قبولی نداشتم بماند بلکه وقتی دوستان بهم تبریک میگفتن خنده م میگرفت و شروع به مسخره کردن خودم میکردم که شاخ قول که نه بلکه انگار شاخ آفریقا شکستم، و قیافه دوستانم از همه خنده دار تر بود چون بعضیاشون در حسرت قبولی بودن...این بماند تا روز لذت ماه ها گذشت تا روز موعود رسید و همچنان بی تفاوت نسبت به قبولیقبل از عید با اعلام سازمان برای تحویل مدارک بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد عباسی تاريخ: چهارشنبه 2 شهريور 1401 ساعت: 17:02

دیر بود ولی دیروز خیلی چسبید

یه وقتایی که همه تلاشتو میکنی تا به خواسته ات برسی ولی هر کاری میکنی دست نیافتنی تر میشه، سالها تلاش و سخت کوشی برای خواسته های معقول زندگی به امید اینکه آینده نامعلوم بسازی، و جبران همه روزای گذشته باشه، ولی اینقد دیر بهش میرسی که وقتی بدستت میاد خیلی برات لذت بخش نیست، حداقلش برا من اینجوری بود، و البته یک نوع تراژدی غم انگیز تو اون لحظه که چقدر از سالهای عمرت تلف شد و وقتی که بهش نیاز داشتی بدستش نیاوردی، و درست وقتی که هم ناامیدی مکرر هم بی خیالی درد آور هم مهم نبودن ساختگی ذهنی از شکست های پی در پی باعث بی حس بودن به موفقیت میشه.اینو خواستم بگم بر خلاف تمام دوران درس خواندنم که هیچگاه درسی را چند بار امتحان نمیدادم چون همیشه بار اول و خیلی کم بار دوم با نمره بالایی قبول میشدم و بعد که دوران دانشگاه بود و تا مقطع ارشد با همان اولین آزمون پشت سر گذاشتم این شائبه برام پیش اومد که میتونم آزمون های نظام با همون بار اول آزمون دادن قبول بشم، ولی زهی خیال باطل بود ، برخلاف تصورم از سال ۹۱ تا ۱۴۰۰ با سالی دوبار شرکت در آزمون و هر سری در  ۲ ازمون اجرا و نظارت و گاهی طراحی با حساب کتاب کمی بالا و پایین تقریبا نزدیک ۳۰ بار آزمون دادن تازه وقتی سال گذشته در دو آزمون نظارت و اجرا قبول شدم ، شاید باور نکردنی باشه هیچ حسی به این قبولی نداشتم بماند بلکه وقتی دوستان بهم تبریک میگفتن خنده م میگرفت و شروع به مسخره کردن خودم میکردم که شاخ قول که نه بلکه انگار شاخ آفریقا شکستم، و قیافه دوستانم از همه خنده دار تر بود چون بعضیاشون در حسرت قبولی بودن...این بماند تا روز لذت ماه ها گذشت تا روز موعود رسید و همچنان بی تفاوت نسبت به قبولیقبل از عید با اعلام سازمان برای تحویل مدارک بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد عباسی تاريخ: دوشنبه 31 مرداد 1401 ساعت: 16:53

دیر بود ولی دیروز خیلی چسبید

یه وقتایی که همه تلاشتو میکنی تا به خواسته ات برسی ولی هر کاری میکنی دست نیافتنی تر میشه، سالها تلاش و سخت کوشی برای خواسته های معقول زندگی به امید اینکه آینده نامعلوم بسازی، و جبران همه روزای گذشته باشه، ولی اینقد دیر بهش میرسی که وقتی بدستت میاد خیلی برات لذت بخش نیست، حداقلش برا من اینجوری بود، و البته یک نوع تراژدی غم انگیز تو اون لحظه که چقدر از سالهای عمرت تلف شد و وقتی که بهش نیاز داشتی بدستش نیاوردی، و درست وقتی که هم ناامیدی مکرر هم بی خیالی درد آور هم مهم نبودن ساختگی ذهنی از شکست های پی در پی باعث بی حس بودن به موفقیت میشه.اینو خواستم بگم بر خلاف تمام دوران درس خواندنم که هیچگاه درسی را چند بار امتحان نمیدادم چون همیشه بار اول و خیلی کم بار دوم با نمره بالایی قبول میشدم و بعد که دوران دانشگاه بود و تا مقطع ارشد با همان اولین آزمون پشت سر گذاشتم این شائبه برام پیش اومد که میتونم آزمون های نظام با همون بار اول آزمون دادن قبول بشم، ولی زهی خیال باطل بود ، برخلاف تصورم از سال ۹۱ تا ۱۴۰۰ با سالی دوبار شرکت در آزمون و هر سری در  ۲ ازمون اجرا و نظارت و گاهی طراحی با حساب کتاب کمی بالا و پایین تقریبا نزدیک ۳۰ بار آزمون دادن تازه وقتی سال گذشته در دو آزمون نظارت و اجرا قبول شدم ، شاید باور نکردنی باشه هیچ حسی به این قبولی نداشتم بماند بلکه وقتی دوستان بهم تبریک میگفتن خنده م میگرفت و شروع به مسخره کردن خودم میکردم که شاخ قول که نه بلکه انگار شاخ آفریقا شکستم، و قیافه دوستانم از همه خنده دار تر بود چون بعضیاشون در حسرت قبولی بودن...این بماند تا روز لذت ماه ها گذشت تا روز موعود رسید و همچنان بی تفاوت نسبت به قبولیقبل از عید با اعلام سازمان برای تحویل مدارک بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد عباسی تاريخ: شنبه 29 مرداد 1401 ساعت: 13:58

دیر بود ولی دیروز خیلی چسبید

یه وقتایی که همه تلاشتو میکنی تا به خواسته ات برسی ولی هر کاری میکنی دست نیافتنی تر میشه، سالها تلاش و سخت کوشی برای خواسته های معقول زندگی به امید اینکه آینده نامعلوم بسازی، و جبران همه روزای گذشته باشه، ولی اینقد دیر بهش میرسی که وقتی بدستت میاد خیلی برات لذت بخش نیست، حداقلش برا من اینجوری بود، و البته یک نوع تراژدی غم انگیز تو اون لحظه که چقدر از سالهای عمرت تلف شد و وقتی که بهش نیاز داشتی بدستش نیاوردی، و درست وقتی که هم ناامیدی مکرر هم بی خیالی درد آور هم مهم نبودن ساختگی ذهنی از شکست های پی در پی باعث بی حس بودن به موفقیت میشه.اینو خواستم بگم بر خلاف تمام دوران درس خواندنم که هیچگاه درسی را چند بار امتحان نمیدادم چون همیشه بار اول و خیلی کم بار دوم با نمره بالایی قبول میشدم و بعد که دوران دانشگاه بود و تا مقطع ارشد با همان اولین آزمون پشت سر گذاشتم این شائبه برام پیش اومد که میتونم آزمون های نظام با همون بار اول آزمون دادن قبول بشم، ولی زهی خیال باطل بود ، برخلاف تصورم از سال ۹۱ تا ۱۴۰۰ با سالی دوبار شرکت در آزمون و هر سری در  ۲ ازمون اجرا و نظارت و گاهی طراحی با حساب کتاب کمی بالا و پایین تقریبا نزدیک ۳۰ بار آزمون دادن تازه وقتی سال گذشته در دو آزمون نظارت و اجرا قبول شدم ، شاید باور نکردنی باشه هیچ حسی به این قبولی نداشتم بماند بلکه وقتی دوستان بهم تبریک میگفتن خنده م میگرفت و شروع به مسخره کردن خودم میکردم که شاخ قول که نه بلکه انگار شاخ آفریقا شکستم، و قیافه دوستانم از همه خنده دار تر بود چون بعضیاشون در حسرت قبولی بودن...این بماند تا روز لذت ماه ها گذشت تا روز موعود رسید و همچنان بی تفاوت نسبت به قبولیقبل از عید با اعلام سازمان برای تحویل مدارک بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد عباسی تاريخ: پنجشنبه 27 مرداد 1401 ساعت: 9:58

دیر بود ولی دیروز خیلی چسبید

یه وقتایی که همه تلاشتو میکنی تا به خواسته ات برسی ولی هر کاری میکنی دست نیافتنی تر میشه، سالها تلاش و سخت کوشی برای خواسته های معقول زندگی به امید اینکه آینده نامعلوم بسازی، و جبران همه روزای گذشته باشه، ولی اینقد دیر بهش میرسی که وقتی بدستت میاد خیلی برات لذت بخش نیست، حداقلش برا من اینجوری بود، و البته یک نوع تراژدی غم انگیز تو اون لحظه که چقدر از سالهای عمرت تلف شد و وقتی که بهش نیاز داشتی بدستش نیاوردی، و درست وقتی که هم ناامیدی مکرر هم بی خیالی درد آور هم مهم نبودن ساختگی ذهنی از شکست های پی در پی باعث بی حس بودن به موفقیت میشه.اینو خواستم بگم بر خلاف تمام دوران درس خواندنم که هیچگاه درسی را چند بار امتحان نمیدادم چون همیشه بار اول و خیلی کم بار دوم با نمره بالایی قبول میشدم و بعد که دوران دانشگاه بود و تا مقطع ارشد با همان اولین آزمون پشت سر گذاشتم این شائبه برام پیش اومد که میتونم آزمون های نظام با همون بار اول آزمون دادن قبول بشم، ولی زهی خیال باطل بود ، برخلاف تصورم از سال ۹۱ تا ۱۴۰۰ با سالی دوبار شرکت در آزمون و هر سری در  ۲ ازمون اجرا و نظارت و گاهی طراحی با حساب کتاب کمی بالا و پایین تقریبا نزدیک ۳۰ بار آزمون دادن تازه وقتی سال گذشته در دو آزمون نظارت و اجرا قبول شدم ، شاید باور نکردنی باشه هیچ حسی به این قبولی نداشتم بماند بلکه وقتی دوستان بهم تبریک میگفتن خنده م میگرفت و شروع به مسخره کردن خودم میکردم که شاخ قول که نه بلکه انگار شاخ آفریقا شکستم، و قیافه دوستانم از همه خنده دار تر بود چون بعضیاشون در حسرت قبولی بودن...این بماند تا روز لذت ماه ها گذشت تا روز موعود رسید و همچنان بی تفاوت نسبت به قبولیقبل از عید با اعلام سازمان برای تحویل مدارک بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد عباسی تاريخ: دوشنبه 24 مرداد 1401 ساعت: 17:57

دیر بود ولی دیروز خیلی چسبید

یه وقتایی که همه تلاشتو میکنی تا به خواسته ات برسی ولی هر کاری میکنی دست نیافتنی تر میشه، سالها تلاش و سخت کوشی برای خواسته های معقول زندگی به امید اینکه آینده نامعلوم بسازی، و جبران همه روزای گذشته باشه، ولی اینقد دیر بهش میرسی که وقتی بدستت میاد خیلی برات لذت بخش نیست، حداقلش برا من اینجوری بود، و البته یک نوع تراژدی غم انگیز تو اون لحظه که چقدر از سالهای عمرت تلف شد و وقتی که بهش نیاز داشتی بدستش نیاوردی، و درست وقتی که هم ناامیدی مکرر هم بی خیالی درد آور هم مهم نبودن ساختگی ذهنی از شکست های پی در پی باعث بی حس بودن به موفقیت میشه.اینو خواستم بگم بر خلاف تمام دوران درس خواندنم که هیچگاه درسی را چند بار امتحان نمیدادم چون همیشه بار اول و خیلی کم بار دوم با نمره بالایی قبول میشدم و بعد که دوران دانشگاه بود و تا مقطع ارشد با همان اولین آزمون پشت سر گذاشتم این شائبه برام پیش اومد که میتونم آزمون های نظام با همون بار اول آزمون دادن قبول بشم، ولی زهی خیال باطل بود ، برخلاف تصورم از سال ۹۱ تا ۱۴۰۰ با سالی دوبار شرکت در آزمون و هر سری در  ۲ ازمون اجرا و نظارت و گاهی طراحی با حساب کتاب کمی بالا و پایین تقریبا نزدیک ۳۰ بار آزمون دادن تازه وقتی سال گذشته در دو آزمون نظارت و اجرا قبول شدم ، شاید باور نکردنی باشه هیچ حسی به این قبولی نداشتم بماند بلکه وقتی دوستان بهم تبریک میگفتن خنده م میگرفت و شروع به مسخره کردن خودم میکردم که شاخ قول که نه بلکه انگار شاخ آفریقا شکستم، و قیافه دوستانم از همه خنده دار تر بود چون بعضیاشون در حسرت قبولی بودن...این بماند تا روز لذت ماه ها گذشت تا روز موعود رسید و همچنان بی تفاوت نسبت به قبولیقبل از عید با اعلام سازمان برای تحویل مدارک بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد عباسی تاريخ: شنبه 22 مرداد 1401 ساعت: 17:21

صفحه بندی

آرشیو مطالب

  • آذر 1404
  • شهريور 1401
  • مرداد 1401
  • خرداد 1401
  • ارديبهشت 1401
  • بهمن 1401
  • فروردين 1400
  • اسفند 1400
  • فروردين 1399
  • مهر 1398
  • اسفند 1398
  • دی 1398
  • مرداد 1397
  • تير 1397
  • مرداد 1396
  • تير 1396
  • خرداد 1396
  • آبان 1395
  • مهر 1395
  • شهريور 1395

پيوندهای روزانه

  • خرید ارز دیجیتال
  • تحصیل در انگلستان
  • گروه حقوقی فرشاد قاسمی
  • تحصیل در اسپانیا
  • دانلود آهنگ جدید
  • خرید طلا
  • آرشیو لینکها

لینک دوستان

  • اجاره خودرو در تهران
  • خرید لایسنس نود 32
  • تبادل لینک با ما
  • بیت کوین
  • هاست ایمیل
  • مشاوره سئو
  • تحلیل رایگان سئو سایت
  • خرید بک لینک
  • ارز دیجیتال
  • دانلود آهنگ جدید

خبرنامه